لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
مقالات حقوقي وكلاء و حقوق دانان (صفحه۶۷)

فهرست اصلي
فهرست:

  * دفاع از خليح فارس
-------------------------------------------------------------



  * دفاع از خليح فارس

محمد عجم – دفاع حقوقي ازخليج فارس
خليج فارس نامي به قدمت ۴۰۰۰ سال
« خليج فارس » فراتر از هر نام
                                       
دفاع حقوقي ايرانيان از هويت خليج فارس
محمد عجم

سايت بازتاب كدخبر: ۴۶۷۰۸ تاريخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

دفاع ايرانيان از هويت فرهنگي و تاريخي، مطابق عرف و حقوق بين الملل است. تخريب نام كهن خليج فارس نژادپرستي، ناشي از بحران هويت و برخلاف كنوانسيون هاي بين المللي است.

مقالات نژادپرستانه رسانه هاي گروهي بعضي كشورهاي عربي در ماههاي اخير يكبار ديگر خصوصيات عصر جاهلي در شبه جزيره عربي و عصر اموي در دوره اسلامي را زنده كرده است بطوريكه حتي گزارشگر تلويزيون عربستان در مسابقه اخير دو تيم ايران و عربستان نيز از اين خصلت نژاد پرستانه بدور نبود و قادسيه صدام را تكرار كرد.

بعضي سياسيون ونويسندگان مغرض در طول نيم قرن اخير همواره ايرانيان را با الفاظ وخصوصياتي كه صفت ذاتي وشايسته خود آنان است خطاب قرار داده اند و از تعصب فارسي و قوم گرايي فارسي سخن بميان آورده اند.

تناقض گوييها و مغلطه گوييهاي تعصب آميز بعضي تحليلگران عرب انسان را به ياد توصيف هاي كتاب عابد الجابري در خصوص نقد عقل عربي و كاستيهاي آن مياندازد كه معتقد است عقلانيت و عربيت با هم نميتواند يكجا جمع شوند.

از يكسو ميگويند ايرانيان (به طوركلي) بدليل تعصب فارسي بر حفظ نام خليج فارس اصرار غير عقلاني وكور دارنداز سوي ديگر ميگويند ۴۵درصد مردم ايران تحت ستم ۵۵ درصد فارسها هستند!!. اگر اين ادعا درست است چگونه خود در گفتگوهاي تلويزيوني اذعان داريد كه همه ايرانيان با تعصب از نام خليج فارس دفاع ميكنند (العربيه -ادموندقريب).

رهبران اتحاديه عرب كه با مصادره و تفسير غلط از «آيه كنتم خير امت» كه اشاره به اهل البيت دارد (و گرنه عربيت را اشد كفرا دانسته است) نژادپرستي را آرم خود قرار داده است با بهانه واهي تهديد حاكميت وسيادت بحرين از سوي يك مقام ايراني در اسفند ماه گذشته، جنجالي را ايجاد كردند كه در تاريخ اين اتحاديه يك نقطه سياه ديگر باقي خواهد ماند.

سيادت و مرزهاي شناخته شده بين المللي بحرين را حقوق بين الملل و نظام نوين بين المللي تضمين ميكند. اتحاديه عرب اگر توانايي حفظ سيادت از مرزهاي يك عضو جامعه بين الملل را ميداشت مرزها و حاكميت كويت، فلسطين، سومالي و صحراي غربي را حفاظت ميكرد.

گويي اينگونه رهبران عربي هنوزبه آن بلوغ فكري نرسيده اند كه ميان نقل يك رويداد تاريخي با طرح ادعاي ارضي تفاوت و تمايز قائل شوند. بيان رويداد تاريخي را توسعه طلبي و خدشه دار كردن سيادت يك كشور مستقل بين المللي ناميدند و با گزافه گويي توهم آميز ايرانيان را متجاوز به حقوق همسايگان ناميدند.

در حالي كه براي اولين بار مجله العربي (كويت) ۱۹۵۸ در شماره دوم خود با استناد به كتاب'' حبابهاي طلايي خليج ع.ربي رودريك اوون يهودي كارگزار بريتانيا در خليج فارس خواستار تغيير نام خليج فارس شده بود و اتحاديه عرب در تاريخ ۱۳ اوت ۱۹۶۳ و در ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴ نيز كنفرانس حقوقدانان عرب تغيير نام را تصويب كرده بود

اما از آنجا كه روزنامه ها و مجلات عربي مستقل و حتي الاهرام همچنان عبارت تاريخي خليج فارس را بكار ميبردند. قومچي هاي نژادگرا براي اينكه توطئه استعماري تغيير نام خليج فارس را در ميان توده هاي مردم مقبول سازند دريك ترفند مكارانه پس ازشكست جنگ ۱۹۶۷،خليج فارس را اصطلاحي صهيونيستي!! ناميدند و سرمايه هاي زيادي را صرف تغيير اين نام كردند.اما با وجود اين همه توطئه هرگز موفق به تغيير اين نام در كشورهاي غير عربي نشدند.

برخلاف ادعاهاي كذب آنان، ايرانيان قوم گرايي را بكلي مردود ميدانند زيرا ايران از كهن ترين زمانها سرزمين اقوام متعدد بوده است و علي رغم اينكه با توطئه تغيير نام خليج فارس بخشي از هويت ايرانيها در معرض توهين و خدشه قرار گرفته بود ۵۰ سال سكوت كردند.

بطوريكه حساسيت در مقابل تغيير نام خليج فارس قبل از انقلاب اسلامي فقط در سطح عدهاي اندك وجود داشت ودر تاريخ ۱۷ ديماه ۱۳۵۴ بدنبال تاسيس «خبرگزاري خليج عربي!» ايران واكنش نشان داد و وزارت اطلاعات و جهانگردي يك كتاب كه مطالب ۳۲ كتاب كهن عربي را در توصيف بحر فارس بيان ميكرد (جواد مشكور) و وزارت خارجه و موسسه سحاب نيز مشتركا يك اطلس نقشه هاي كهن را منتشر نمودكه برد آن فقط در يك سطح محدود زماني بود.

بعد از انقلاب اسلامي نيز حتي با اينكه اوج حملات رسانهاي عربي عليه ايران بود و همه مرتجعين عرب مشوق و پشتيبان قادسيه صدام بودند، مقامات ايراني در خصوص نام خليج فارس حساسيتي نداشتند.

اينجانب در سال ۱۳۸۰ با بررسي كتابها، روزنامه ها، مجلات و اطلسهاي كتابخانه هاي قاهره و اداره ملي اسناد مصرو اسكندريه، بسياري از مقاله هاي ضد ايراني سالهاي جنگ ايران و عراق را مطالعه كردم و گزارشي نگران كننده را از وضعيت تخريب نام خليج فارس حتي در كتابها، نقشه ها و اطلسهاي غير عربي كه ويژه جهان عرب چاپ شده بود، تهيه و به همراه راه كارهايي به بسياري از مسئولين ارايه نمودم ولي بدون استثنا با بي تفاوتي آنها روبرو شدم و آنها اعتقاد داشتند اين بحث ممكن است بوي ناسيوناليستي!و باستان گرايي! بدهد

بنابر اين مخالف ورود به آن هستند و حتي روزنامه ها حاضر به انتشارپژوهش مربوطه اينجانب نبودند و هيچ نهاد و موسسه دولتي، نيمه دولتي و غير دولتي نيز تمايلي به چاپ كتابم نشان نداد تا اينكه سرانجام روزنامه همشهري از ۱۶تا ۲۹ مهر ماه ۸۱ با حذف مطالبي كه ميتوانست به قباي برادران عرب همسايه بر بخورد آن را منتشر نمود سايت بازتاب نيز در روشنگري در اين خصوص پيشتاز بود و زنگها را به صدا درآورد.

البته پژوهش به صورت آنلاين منتشر شد و كپي گران حرفهاي مطالب آن را كپي و در روزنامه ها و مجلات داخلي با نام خود منتشر نمودند و وزراي خارجه سابق و بعضي مقامات ديگر نيز در كنفرانس هاي خليج فارس اين پژوهش ناقابل را بنام مباركشان مزين فرمودند!

مورد ديگري كه شاهد بودم در خصوص يكسان سازي دو نام درياي مازندران و خزر علي رغم اينكه منافع ملي ما ايجاب ميكرد و ايرانيان علاقه مند بودند كه نام مازندران را رسمي شود ولي از آنجا كه پس از مطالعه اسناد، قراردادها و نقشه هاي تاريخي، اسناد محكم مستند و تاريخي در متون ايراني و عربي براي اين نام نيافتيم همان نام خزر براي زبان فارسي و كاسپين (عربي شده آن قزوين است) براي ساير زبانها در كميته مربوطه تصويب شد.

آيا مسئولان سياسي در كشورهاي عربي اين شجاعت را دارند كه بدور از تعصبات قومي و سياسي با اينگونه مسائل برخورد منطقي و علمي كنند و توصيه متخصصان جغرافيايي خود را بپذيرند؟

در جهان عرب جدا از بعضي سياستمداران مغرض، افراد زيادي هستند كه طي مقاله و نوشته اينگونه برخوردهاي غير عقلاني و برخورد سياسي با نامهاي جغرافيايي را محكوم ميكنند. ما قبلا طي يك مقاله (قدري انصاف) نظريات بيست نفر از نويسندگان معاصر عرب را در اين خصوص منتشر كرده ايم و فهرست اينگونه افرادبسيار زياد است مثلا نضال نعيسه در مقاله هاي متعدد از جمله ''الخليج الفارسي '' و العنصريه العربيه في الخليج الفارسي و'' سنه ايران وشيعه الخليج الفارسي'' به افشاگري عليه نژاد پرستي عربي و استانداردهاي دوگانه رهبران عربي پرداخته و متذكر شده اند كه ناميدن خليج فارس به خليج عربي بدعت نيمه دوم قرن بيست و ناشي از نژادپرستي و بحران هويت بودو گرنه قبل از آن همه جا نام خليج فارس ثبت شده است.

حتي معمر قذافي رهبر ليبي در در اجلاس سران اتحاديه عرب در اواخر ماه مارس ۲۰۰۸ در سخناني كه خشم جهان عرب را برانگيخت گفته بود كه:
«اكثريت بوميان شيخ نشين هاي خليج فارس ريشه ايراني دارند و ايرانيها نيروي موثر و كارآمد منطقه بوده اند خليج را اگر خليج هندي، پاكستاني، آمريكايي، ايراني يا فارسي بگويند كه البته نام درست تاريخي همان خليج فارس است مصداقيت دارد، اما خليج عربي هيچ مصداقيتي برايش نميبينم»!.

در چهار دهه گذشته، مقالات و كتابهايي كه در دفاع از تغيير نام خليجفارس در همين كشورهاي تازه تاسيس، منتشر شده، بر ۵ ادعا استوار بوده است:

۱. در سال ۱۷۶۲ «كارستن نيبور» نوشته است: سواحل خليج فارس ايراني نيست (تابع دولت ايران نيست!)
۲. «رودريك اوون» تسميه خليج عربي را منطقي و به ادب نزديك تراز نام خليج فارس دانسته است.
۳. كشورهاي عربي و جمعيت عربي ساحل اين دريا بيشتر از فارسها (ايران) هستند.
۴. فقط ايرانيها آن آبراه را خليج فارس مينامند! خليج عربي از قديم رايج بوده!
۵. پليني مورخ رومي قرن دوم خليج فارس را خليج عربي ناميده و كما اينكه ايرانيها سابقه حضور در دريا ندارند!.

و در حالي كه براي اين ادعاهاي كذب هيج سند محكم و محكمه پسندي بيان نكرده اند وروشن است كه ادعاهاي فوق در مقابل هزاران سند مشهور و محكم در اثبات اصالت نام خليج فارس، آنقدر مضحك و سخيف است كه براي رد آن نياز به مناقشه نيست. در كتاب'' خليج فارس نامي كهن و ميراث فرهنگي بشريت'' مفصل به اين شبهه ها پاسخ داده است.

- بطور نمونه پليني در كتابش در دو مبحث جداگانه از دو خليج يكي با نام خليج عرب و ديگري خليج فارس نام برده كه خليج عرب همان خليج عربه (عقبه ) است كه به درياي سرخ نيز اطلاق ميشده است اما او در مورد خليج فارس نيز شرح مفصلي دارد و در ص [۱۰۸]چنين ميگويد:

The one to the east is called the Persian Gulf, and according to the report of Eratosthenes measures 2500 miles round

درياي به سوي شرق خليج فارس نام داردو بنا بر نوشته اراتوس ۲۵۰۰ مايل است.

وي شخصا به اين درياها سفر نكرده و اشتباهاتي در نام شهرها مرتكب شده اند در حاليكه افرادي مانند نيارخوس سردار اسكندريا نويسنده'' پريپلوس آريترا'' و يونانيان و روميان متعدد ديگري كه سراسر خليج فارس را شخصا پيموده اند بدقت سواحل و مردمان را شرح داده اند آنها حتي ساكنان اومانا ( عمان ) و شهرهايي در داخل شبه جزيره عربي و در جنوب يمن را فارس و ايراني ناميده اند .

- كارستن نيبور در سال ۱۷۶۲ دقيق ترين نقشه تا آن زمان را با نام'' نقشه خليج فارس'' ترسيم كرده و حتي جزاير سه گانه را براي اولين بار در نقشه هاي جغرافيايي ترسيم و بنام ايران ثبت كرده است و ما در كتاب او ادعايي را كه عربها مطرح كردند نيافتيم.

- رودريك اوون نماينده دولت استعماري بريتانيا و عامل ام اي ۵ در بحرين بوده و كتابش را بعد از ملي شدن نفت و قطع روابط ايران و انگليس نوشته پيشنهاد او فاقد ارزش علمي است قبلا نيز بدنبال منازعه ايران و بريتانيا در مورد هرات و جزاير خليج فارس سپهسالار ايران همه خليج فارس را متعلق به ايران دانسته بود و (۱۲۱۹ خ/ ۱۸۳۷م) در روزنامه Times Journal انگليسيها ادعا كردند كه خليج فارس دريايي بريتانيايي است! اما بريتانيا حبابهاي خليج فارس بود و رفت اما ما سه هزار سال است كه هستيم.

از آنجا كه توصيف بحر فارس و خليج فارس در ۳۰۰ كتاب كهن جغرافيايي عربي و چندين نقشه كهن و تفسيرهاي قران عربي و اسلامي وجود دارد اين اصطلاح به يك ميراث عربي اسلامي تبديل شده است درحالي كه خليج عربي دقيقا پس از شكل گيري كيان صهيونيستي در نوشته ها ظاهر شده است اما از سفرنامه فيثاغورت (۵۷۰ ق.م) تا آناكسيماندار، گزنفون و نيارخوس از دورههاي پارسي تا يوناني، رومي تا اسلامي، مغولي تا كنون، با ظهور و سقوط امپراتوريها اين نام همچنان استوار پايدار مانده است.

سازمان (كنفرانس) يكسان سازي نامهاي جغرافيايي سازمان ملل كميته UNGEGN قطعنامههاي متعددي دارد كه تغيير نامهاي جغرافيايي (دريايي مشترك) برسميت شناخته شده را محكوم ميكند. وجود چند نقشه و يا كتاب دليلي بر تغيير نام نيست.

كما اينكه در ۲۵ نقشه قرون گذشته بجاي درياي '' بحر عرب'' نام درياي پارسي PERSIAN SEA بكار رفته ولي ايران هرگز اين نقشه ها را بهانهاي براي تغيير نام درياي عرب قرار نداده يا براي درياي خزر بيشتر از ۴۰ نام مختلف در كتب و نقشه هاي متعددي از ۲۰۰۰ سال قبل بكار رفته و يا اقيانوس هند دهها كشور و مليت غير هندي وجود دارند اين دليل علمي و پذيرفتهاي نيست كه به استناد آن نامي پذيرفته بين المللي در طول تاريخ را تغيير دهيم.

بديهي است كه اندك نقشه و يا نوشته بنفع خليج عربي در مقابل ۳ هزار نقشه، سند و نوشته تاريخي و حقوقي در تائيد اصالت نام خليج فارس، ارزش علمي نداشته و به عنوان خطاي و اشتباه نويسنده تلقي ميشود كما اينكه دو نفر از جعرافيانويسان قرون وسطي درياي خزر را خليج فارس و بحر العجم ناميده اند!

پاسخ ادعاهاي ديگر فوق را خود عربها داده اند بطور نمونه در مورد عظمت دريانوردي ايرانيان اعتراف نويسندگان بزرگي غربي و عربي را داريم فليپ حتي و قدري قلعه جي نيز در كتاب خليج عربي خود اذعان ميكند كه ايرانيان پيشگام دريانوردي در اين دريا بوده اند. وي حتي رواياتي را نقل ميكند كه خليفه اول و دوم مسافرت از طريق دريا را مخاطره آميز و نهي كرده است و سفر با شتر را مناسبترين و امن ترين سفرها دانسته است.كما اينكه در عمل نيز ميبينيم كه سفرها و مهاجرت عربها از طريق بيابانها بوده است نه از طريق دريا،

مجدي عمر معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر در مجله الاهرام درشماره ۲۱۹- ۲۱/۶/ ۲۰۰۱ :
'' نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در همه كتب و نقشهها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غير منطقي، رزالت و پستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نميشود كه نامي تاريخي را تغيير دهيم، حال براي اينكه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج ميناميم، كدام خليج؟! مگر خليج بدون نام هم ميشود'' اگر عربها ميخواهند گفتگوي عربي ايراني تحقق پذيرد اول بايد اين خطاها را جبران كنند...

در كتاب '' تطوير العلاقات المصريه الايرانيه'' مجموعه نويسندگان، چاپ موسسه مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام ۲۰۰۲ .قاهره در ص ۱۹۰ به نقل از آقاي پرفسوردكتر عبد المنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام و نويسنده شرق اوسط چنين آمده است :

'' به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشهها و كتب تاريخي و حتي بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران انقلاب مصراز خليج فارس صحبت شده است.

پرفسور عبدالهادي التازي نويسنده صدهها كتاب و مقاله و عضو چندين نهاد بين المللي و بين العربي گفت:
'' شيخ زايد رهبر امارات عربي در يك مناسبتي از من گلايه كرد و گفت شنيده ام هنوز نام خليج فارس بكار ميبري ؟ گفتم من متخصص تاريخ و جغرافيا هستم و به امانتداري باور دارم با سياسي شدن نامها موافق نيستم تلاش براي تغيير نام خليج فارس سودي نخواهد داشت زيرا جهان غير عرب در نهايت ممكن است فقط به گفتن كلمه خليج اكتفا كنند اما صفت عربي را به آن نخواهند داد.

دهها نويسنده عرب در اين خصوص حق را به جانب ايرانيان داده اند حتي بعضي پا را فرا تر گذاشته و نژاد پرستي عربي و بحران هويت عربهاي خليج فارس را عامل هوس آنها براي تغيير نام اعلام كرده اند.

كافي است نيم نگاهي به مقالههايي كه نويسندگان مشهوري عرب بطور صريح و يا ضمني نوشته اند در مورد حقانيت نام خليج فارس و يا كساني مانند فهمي هويدي در خصوص بحران هويت اقليت عرب خليج و نضال نعيسه در مورد نژاد پرستي( العنصريه العربيه في الخليج الفارسي) نوشته اند مراجعه شود.

مدتها است رسانه هاي گروهي عربي و بعضي از روشنفكران و نويسندگان عرب ضمن نگراني از گم شدن جمعيت عربها در ميان مهاجران اظهار ميدارند كه از كشورهاي عربي خليج تنها نام عربي باقي مانده است سنتهاي عربي و رسوم محلي بكلي از ميان رفته است.

ماهنامه «المجله» در شماره ۴/۱۰/۲۰۰۶ طي مقالهاي با عنوان بمب در حال انفجار مفصل به اين موضوع پرداخته است. تلويزيون الجزيره در برنامه مشهور'' رودرو'' نيز با پرداختن به اين موضوع از بحرانهاي اجتماعي و مظاهر فساد و فحشا وانواع ازدواجهاي مسيار و مسافرتي و ... جنايت در كشورهاي عربي سخن گفته و ....

پرفسور فهمي هويدي نويسنده مشهور عرب در مقالهاي در شرق الاوسط ۱۳/۱۲/۲۰۰۶ كه بسيار مورد توجه رسانه هاي عربي قرار گرفت در همين رابط چنين نوشته است :

'' چند روز در امارات بودم و متوجه شدم كه فقط با تعداد اندكي از نزديكانم ميتوانم عربي صحبت كنم و نگراني من زماني جدي شد كه بر اطلاعاتم افزودند و گفتند در مدارس و دانشگاهها نيز زبان عربي در حال از ميان رفتن است و فقط دروس در حد صرف و نحو به عربي ارائه ميشود و شنيدم كه مكاتبات رسمي نيز با انگليسي در ادارات انجام ميشود اين فقط مشكل امارات نيست بلكه به استثناي عربستان سعودي همه كشورهاي ساحل عربي خليج فارس را در بر ميگيرد اين همان مطلب ابن خلدون است كه ميگويد ملت مغلوب از فرهنگ ملت غالب پيروي ميكند.

افراد غير بومي امروزه بين ۷۰ و ۸۰ درصد جمعيت كشورهاي عربي خليج فارس را تشكيل ميدهد اين نسبت در دبي بيشتر از ۹۰ درصد است و اين يك بمب در حال انفجار در منطقه است.

هندي هابيشتر از ۶۰ درصد طبقه كارگر اين كشورها را تشكيل ميدهند )۳۰ درصد پروژههاي عمراني دبي در اختيار هنديها است روزانه ۱۶ پرواز بين هند و امارات برقرار است حقوق بين الملل و سازمانهاي حقوق بشري مرتب براي اين مهاجرين حقوق و امتيازاتي قائل ميشوند تصور بكنيد چه چيزي از عروبت و فرهنگ عربي در خليج ميماند !!.

با اين وضع موجود در منطقه خليج (فارس) مبالغه نيست اگر بگويم كه كشورهاي مان و فرهنگ مان و زبان مان از روي نقشه جغرافيا حذف خواهد شد.

منطقه علاوه بر منازعات و بحرانهاي سياسي از بحرانهاو تناقضات و تضادهاي اجتماعي متعددي نيز رنج ميبرد كه بخشي از آن ريشه در استعمار دارد اما بخش ديگري در سوء تفاهمهاي فرهنگي و تاريخي و تعصاب طايفهاي و قبيلهاي است. جائيكه از يك طرف تامين كننده سوخت صنعت غرب است از سوي ديگرتامين كننده عوامل و ابزار بمبهاي انتحاري، مكاني كه بيشترين درآمد سرانه جهان را دارا است ولي بيشترين تعداد بيسواد را نيز در خود جاي داده است.

در چنين محيطي است كه بعضي از حكومت مداران و صاحبان صنايع بجاي راه حل اساسي براي مشكلات جدي و فوري منطقه براي تغيير نام هزينه ميكنند و بجاي ساختن زير بنا ي فرهنگي به ظواهر امر اهميت ميدهند.

با اين بحران هويتي كه كشورهاي عربي منطقه را تهديد ميكنند و تقريبا ۳ مليون بوميان كشورهاي امارات – قطر – بحرين – عمان و كويت از نظر فرهنگي وضعيت بوميان استراليا و نيوزلند را پيدا ميكنند تغيير نام نميتواند هويت و فرهنگ از دست رفته را باز آورد بايد راههاي علمي تر منطقي تر را براي اين مشكل اساسي پيدا كرد.

مشكلي ميان توده هاي مردم در دو سوي خليج فارس وجود ندارد.
اما مشكل در ميان عدهاي معدود از سياسيون و دولتمردان و صاحبان سرمايههاي نفتي است كه رشوههاي نفتي ميدهند. هيچ موسسه و سازمان معتبر غربي حاضر نيست اصالت نام خليج فارس را زير سوال ببرد مگر اينكه پول خيلي سنگيني دريافت كرده باشد. بطور خلاصه اينكه دفاع ايرانيان از حفظ نام كهن و تاريخي و بين المللي خليج فارس نتنها نژاد پرستي نيست بلكه مطابق با كنوانسيونهاي متعدد بين المللي (ميثاقين ۱۹۶۶) و مطابق اصول و كنوانسيونهاي متعدد يونسكو در خصوص حفظ فرهنگ و هويت بومي است.

براي اطلاع بيشتر:
- كتاب الخليج الفارسى عبر القرون و الاعصار تاليف الدكتور على رضا ميرزا محمد كه در سال ۱۳۵۵ توسط مكتب النهضه در قاهره به انضمام ۷۸ نقشه از منابع عربي چاپ شده است.
- الخليج الفارسي التراث العربي الاسلامي، محمد عجم روزنامه''التجديد'' مراكش شماره ۱۲۸۸ مورخ ۲۴ نوامبر ۲۰۰۵.
Conspiracy to change a heritage name ''The Persian Gulf'' -
by M.Ajam 25/12/2001,

www.baztab.com/news/19469.php
http://www.iranchamber.com/geography/articles/names_of_caspian_sea.php
http://www.arabtimes.com/portal/article_display.cfm?Action=&Preview=No&ArticleID=6719&a=1

http://magiran.com/npview.asp?ID=1092570
http://www.arabtimes.com/portal/article_display.cfm?ArticleID=8286


××××××××××××××××××××××××××××××××××××

خليج فارس نامي به قدمت ۴۰۰۰ سال

وزير خارجه ايران نطق از پيش آماده شده اش را به روي ميز گذاشت و خطاب به دبيركل شوراي همكاري خليج فارس گفت كه جزاير سه گانه ايراني در خليج فارس جزء جدانشدني خاك ايران است.

كمال خرازي وزير خارجه ايران گرچه ميزبان ۵۴ وزير خارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي بود اما به هنگام افتتاح اين نشست در خرداد ۸۲ در تهران چنان برافروخته شد كه از پشت تريبون به پاسخ گويي پرداخت و از «عبدالرحمان العطيه» دبيركل شوراي همكاري خليج فارس كه به عنوان ميهمان در اجلاس تهران شركت كرده بود خواست، حالا كه مقام هاي كشورهاي اسلامي دور هم جمع شدند براي وحدت جهان اسلام كاري شود نه اينكه صحبتهاي اختلاف برانگيز دوباره مطرح شود.

اما حادثه به شكل ديگري در حال رقم خوردن بود. مقامهاي كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس اينك نه در پايتخت هايشان كه در تهران با كلمه «گلف» از خليج فارس ياد ميكردند و در پايتخت ايران سخن از جزاير اشغال شده ميگفتند. برخورد تند وزير خارجه ايران با اين رفتار در تهران گرچه تاثيري موقتي داشت اما گويي ديپلماتهاي ايران به اين موضوع ديگر عادت كرده بودند.

مورد اعتراض قرار نگرفتن اقدام تازه مجله نشنال جئوگرافيك در قرار دادن عنوان فرعي براي خليج فارس كه همان خليج عربي جعلي است از طرف وزارت خارجه ايران شايد اينگونه توجيه شود كه اين موسسه خصوصي است و دولتها در آن نقشي ندارند تا دولت ايران مسئولان آن را مورد سئوال قرار دهد اما هرچه باشد عنواني جعلي در كنار نام خليج فارس در حال ثبت است تا در تيراژي وسيع و مخاطبي فراوان گام به گام زمينه محو نام خليج فارس را فراهم كند.

بريتانيايي هاي سياس
اصطلاح «خليج عربي» براي اولين بار از طرف يك ديپلمات بريتانيايي در منطقه خليج فارس عنوان شد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسي دولت بريتانياي كبير در خليج فارس بود پس از مراجعت به لندن در سال ۱۳۴۵ هجري خورشيدي كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي نخستين بار عنوان تازه و جعلياي به خليج فارس داد.

چارلز بلگريو در كتاب خود ادعا كرده بود كه اعراب علاقه مندند خليج فارس را خليج عربي بنامند. نقل است كه بلافاصله پس از انتشار كتاب «ساحل دزدان» نامي كه پيشتر به سواحل جنوبي خليج فارس اطلاق ميشد استفاده از اصطلاح جعلي خليج عربي در مطبوعات منطقه آغاز شد و پس از چندي در مكاتبات رسمي كشورهاي حاشيه خليج فارس «Arabian Gulf» به جاي «persian Gulf» نشست.

دولت ايران در همان زمان گرچه در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محموله هايي كه نام «خليج عربي» را به خود داشت خودداري كرد اما ديپلمات بريتانيايي كار خود را كرده بود و اعراب با واژه تازهاي آشنا شده بودند كه به جنگ لفظي عرب و عجم دامن ميزد.

موقعيت جغرافيايي خليج فارس
خليج فارس شيار هلالي شكلي كه بيش از يك چهارم ذخاير فسيلي جهان را در خود دارد و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آبهاي آزاد راه مييابد طولي نزديك به ۹۰۰ كيلومتر و پهنايي نزديك به ۲۴۰ كيلومتر دارد. اين خليج در كشاله و چينخوردگي هاي پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پديد آمده است. خليج فارس و كشورهاي ريز و درشت پيرامون آن نزديك به يك ۱۰ درصد از گستره ۴۴ ميليون كيلومترمربع قاره آسيا را در برميگيرد.

خليج فارس به مثابه يك راه آبي و دريايي از آغاز تاريخ موقعيت برجسته سياسي داشته است و به نوعي خاستگاه تمدنهاي بزرگ خاور باستان با پيشينهاي چند هزار ساله است. از قرنها پيش عيلاميان از بندر بوشهر و جزيره خارك براي سكنا و كشتيراني و حكمفرمايي بر سواحل خليج فارس و بازرگاني با هند غربي و دره نيل استفاده ميكردند.

«كوين توس كوروسيوس روفوس» مورخ رومي كه در قرن اول ميلادي ميزيسته اين دريا را درياي پارس يا آبگير فارس خوانده است. پيش از استقرار آرياييها بر فلات ايران، آشوريان اين دريا را كه به كتيبههاي خود با نام «نارمرنو» كه به معني «رود تلخ» است ياد كردهاند و بنابر اسناد تاريخي اين كهنترين نامي است كه به خليج فارس اطلاق ميشده است. در كتيبه هايي كه از داريوش در تنگه هرمز نيز يافت شده، عبارتي پيرامون دريايي كه از «پارس رود» سرچشمه گرفته است به چشم ميخورد.

«هكاتيوس هلطي» از علماي قديم يونان و ملقب به پدر جغرافيا در سال ۴۷۵ قبل از ميلاد اگرچه از «بحر احمر» و خليج عرب نام برده اما از درياي پارس نيز استفاده كرده است. كارشناسان مسايل تاريخي معتقدند كه خليج عرب همان درياي سرخ يا اريتره امروزي است و نه خليج فارس.

امروزه در ميان آثار اعراب نيز بحر فارس به فراموشي سپرده شده و از تركيب خليج فارس استفاده ميشود. معروفترين دايرهالمعارف دنيا يعني المنجد كه سند قاطعي براي مراجعه است از تركيب خليج فارس بهره برده است.

از سوي ديگر دلايل و مستندات حقوقي معتبري نيز درباره اصالت نام خليج فارس وجود دارد كه به قرن ۱۶ ميلادي بازميگردد. طي سالهاي ۱۵۰۷ تا ۱۵۶۰ در كليه موافقت هايي كه پرتغال، اسپانيا، بريتانيا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ايران داشتند حتي در متون عربي نيز از عبارت «خليج الفارسي» و در متن انگليسي «پرشين گلف» استفاده شده است.

از جمله اين اسناد سند استقلال كويت است بين امير اين كشور و نمايندگان بريتانيا كه اينچنين آغاز ميشود: «حضرت صاحب الفخامه الفخيم السياسي لصاحبه اجلاله من الخليج فارسي المحترم...» اين سند توسط عبدالسالم الصباح نيز امضا شده است.

سازمان ملل چه ميگويد
تاريخدانان ميگويند كه از آغاز قرن بيستم كه نام خليج فارس بيش از درياي فارس مورد استفاده قرار گرفت، اين ذهنيت را ايجاد كرد كه درياي پارس نامي كهن است و خليج فارس نامي تازه كه جانشين آن شده است.

استدلال اعراب هم شايد اين باشد كه اگر درياي پارس به خليج فارس تغيير كرده پس ميتواند به خليج عربي نيز بدل شود اما سازمان ملل متحد در اين زمينه مرجع است. سازماني كه ۲۲ كشور عربي و حاشيه خليج فارس نيز عضو آن هستند تا به حال دو بار نام تاريخي و اصيل اين آبراه را «خليج فارس» اعلام كرده است.

سازمان ملل متحد اولين بار طي يادداشت unaDQ/۳۱۱ به تاريخ پنجم مارس ۱۹۷۱ و بار دوم طي يادداشت unla۴.۵.۸.۲ مورخ دهم اوت ۱۹۸۴ نام رسمي درياي جنوبي ايران و شرق شبهجزيره عربستان را خليج فارس اعلام كرد.

كنفرانس ساليانه سازمان ملل درباره هماهنگي در مورد نام هاي جغرافيايي نيز هر سال بر نام خليج فارس تاكيد كرده است.

واكنش دولت ايران
اينك در واپسين اقدام، نشريه نشنال جئوگرافيك كه يكي از معتبرترين اطلسهاي جهان را منتشر ميكند در تصحيح تازهاي از اين اطلس در كنار نام خليج فارس، خليج عربي را نيز گنجانده تا به استدلال مسئولان اين اطلس براي جست و جوگران اينترنتي كه «خليج عربي» را كليد واژه قرار ميدهند امكان دسترسي فراهم باشد.

دولت ايران اعلام كرده است كه در قبال اين اقدام از توزيع مجله نشنالجئوگرافيك كه توسط موسسه مطبوعاتي نشرآوران در ايران توزيع ميشود جلوگيري خواهد كرد و صدور رواديد براي خبرنگاران اين نشريه نيز به حالت تعليق درخواهد آمد.

اينك ايرانيان سراسر جهان در اعتراض به تحريف نام تاريخي خليج فارس با امضاي تومارهايي با تغيير نام خليج فارس به شدت مخالفت كردهاند. هنگامي كه سر چارلز بلگريو ديپلمات بريتانيايي در خليج فارس نام خليج عربي را جعل كرد دولتهاي حاشيهاي اين خليج تبليغات سياسي، مكاتبات ديپلماتيك و محور برنامه هاي آموزشيشان را بر نام خليج عربي متمركز كردند.

برخي از اين دولتها با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشه هايي كه خليج فارس را خليج عربي نشان ميداد مبادرت كردند. به نظر ميرسد دولت ايران در اين زمينه پتانسيل بسيار بيشتري دارد تا جلوي يكي از تحريفهاي تاريخي را بگيرد. اعراب منطقه خليج فارس همواره در پي ايرانيزدايي از منطقه بودهاند و اينك در شرايطي كه تهران سرگرم موضوعاتي چون پرونده هسته اي است فرصت را براي تحريف تاريخي مناسب ديدهاند.

منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي

×××××××××××××××××××××××××××××××××××

« خليج فارس » فراتر از هر نام
چكيده:

خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است . ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذارده اند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.

متن مقاله:
خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است . ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذارده اند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.

آبراهي است كه در امتداد درياي عمان و در ميان ايران و شبه جزيره عربستان ) Persian Gulf ( خليج فارس يا خليج پارس (به انگليسي : قرار دارد . مساحت آن ۲۳۳۰۰۰ كيلومتر مربع است و پس از خليج مكزيك و خليج هودسن سومين خليج بزرگ جهان به شمار مي آيد . خليج فارس از شرق از طريق تنگه هرمز و درياي عمان به اقيانوس هند و درياي عرب راه دارد و از غرب به دلتاي رودخانه اروندرود كه حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است ختم مي شود.

كشورهاي ايران عمان عراق عربستان سعودي كويت امارات متحده عربي قطر و بحرين در مجاورت خليج فارس هستند.

به دليل وجود منابع سرشار نفت و گاز در خليج فارس و سواحل آن اين آبراهه در سطح بين الملي منطقه اي مهم و راهبردي بشمار مي آيد.

ويژگي هاي خليج فارس
زمين شناسان معتقدند كه در حدود پانصدهزار سال پيش صورت اوليه خليج فارس در كنار دشت هاي جنوبي ايران تشكيل شد و به مرور زمان بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين شكل ثابت كنوني خود را يافت .

اين خليج توسط تنگه هرمز به درياي عمان و از طريق آن به درياهاي آزاد مرتبط است . جزاير مهم آن عبارت اند از : بحرين قشم كيش خارك ابوموسي تنب بزرگ تنب كوچك و لاوان كه تمامي آنها بجز بحرين به ايران تعلق دارد.

خليج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسير انتقال نفت كشورهاي ايران عراق كويت عربستان و امارات متحده عربي است و به همين دليل منطقه اي مهم و راهبردي به شمار مي آيد. بندرهاي مهمي در حاشيه خليج فارس وجود دارد كه از آنها مي توان بندرعباس بوشهر بندرلنگه و بندر ماهشهر در ايران و شارجه دوبي و ابوظبي را در امارات متحده عربي نام برد.

نام خليج فارس
خليج فارس نامي است به جاي مانده از كهن ترين منابع زيرا كه از سده هاي پيش از ميلاد سر برآورده است و با پارس و فارس ـ نام سرزمين ملت ايران ـ گره خورده است . در سالهاي اخير نام خليج عربي نيز در برخي منابع بطور محدود بكار رفته است،كه البته اين نام كاملا جعلي و دروغين است و نام خليج فارس تا ابد فارس خواهد ماند.

از ديدگاه حقوق بين الملل
سازمان ملل متحد در چندين نوبت در بيانيه ها اصلاحيه ها و مصوبه هاي گوناگون و با انتشار نقشه هاي رسمي نه تنها بر رسمي بودن نام « خليج فارس » تاكيد كرده بلكه از هيات هاي بين المللي خواسته كه در مكاتبات رسمي به ويژه در اسناد سازمان ملل از نام كامل « خليج فارس » استفاده نمايند.

ليست اسناد سازمان ملل درباره نام « خليج فارس »
سند شماره ۶۱ نشست بيست و سوم سازمان ملل متحد در وين (۸ تا ۱۵ فروردين ۱۳۸۵) با عنوان « رسميت تاريخي جغرافيايي و حقوقي نام خليج فارس »
۲ در تاريخ ۲۷ مرداد ۱۳۷۳ Add . ۲۹ ST CS SER . A سند
۲ ۸ ۴۵ در تاريخ ۱۹ مرداد ۱۳۶۳ UNLA قطعنامه
در تاريخ ۱۴ اسفند ۱۳۴۹ Qen ۳۱۱ UNAD قطعنامه
نقشه رسمي كميسيون اقتصادي و اجتماعي غرب آسيا شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (شهريور ۱۳۸۶ )
نقشه رسمي ايران شماره ۳۸۹۱ چاپ سازمان ملل (دي ماه ۱۳۸۳ )
نقشه رسمي غرب آسيا شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (آبان ۱۳۷۷ )

در دوران باستان
قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است كه عده اي معتقدند خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است . ساكنان باستاني اين منطقه نخستين انسان هايي بودند كه روش دريانوردي را آموخته و كشتي اختراع كرده و شرق و غرب را به يكديگر پيوند داده اند.

دوران هخامنشي
دريانوردي ايرانيان در خليج فارس قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. كشتي هاي او طول رودخانه سند را تا كرانه اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ كنوني رسيدند.

او براي نخستين بار در محل كنوني كانال سوئز فرمان كندن كانالي را داد و كشتي هايش از طريق همين كانال به درياي مديترانه راه يافتند. در كتيبه اي كه در محل اين كانال به دست آمده نوشته شده است :

« من پارسي هستم . از پارس مصر را گشودم . من فرمان كندن اين كانال را داده ام از رودي كه از مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد پس اين جوي كنده شد چنان كه فرمان داده ام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان كه خواست من بود.»

سفرنامه فيثاغورث ۵۷۰ قبل از ميلاد تا سال ۱۳۳۷ در تمام منابع مكتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است .

در دوره داريوش دوم ناوگاني ايراني به رهبري سردار صداسپ ماموريت يافت تا جهان را دور بزند. وي عازم درياي مديترانه و سواحل شنقيط (موريتاني ) تا نزديك اشانتي و سواحل بنين پيش رفتند ولي در اثر برخورد با اقوام وحشي سفر را ناتمام كذاشتند.

داريوش در اين كتيبه از خليج فارس به نام « دريايي كه از پارس مي آيد » نام برده است . در كتاب اوستا اگرچه از نام خليج فارس بطور صريح نام برده نشده اما در مهر يشت در مبحث مهر يا ميترا اشاره اي نيز به اروندرود شده است كه در آن دوره ارونگ گفته مي شده است :

دارنده دشت هاي فراخ و اسب هاي تيزرو كه از سخن راستين آگاه است و پهلواني است خوش اندام و نبرد آزما داراي هزار گوش و هزار چشم و هزار چستي و چالاكي ياد شده كسي است كه جنگ و پيروزي با اوست هرگز نمي خسبد هرگز فريب نمي خورد اگر كسي با او پيمان شكند خواه در شرق هندوستان باشد يا بر دهنه شط ارنگ از ناوك او گريز ندارد او نخستين ايزد معنوي است كه پيش از طلوع خورشيد فنا ناپذير تيز اسب بر بالاي كوه هرا برمي آيد و از آن جايگاه بلند سراسر منزلگاه هاي آريايي را مي نگرد.

در ميان يونانيان باستان
يوناني هاي باستان اين خليج را « پرسيكوس سينوس » يا « سينوس پرسيكوس » كه همان خليج فارس است ناميدند. از آنجا كه اين نام براي نخستين بار در منابع درست و معتبر تاريخي كه غير ايرانيان نوشته اند آمده است هيچ گونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد. چنان كه يونانيان بودند كه نخستين بار سرزمين ايران را نيز « پارسه » و « پرسپوليس » يعني شهر يا كشور پارسيان ناميدند.

استرابن جغرافيدان سده نخست ميلادي نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است . وي محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي كند. همچنين فلاريوس آريانوس مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام « پرسيكون كيت » كه چيزي جز خليج فارس نيست نام مي برد.

البته جست وجو در سفرنامه ها يا كتاب هاي تاريخي بر حجم سندهاي خدشه ناپذيري كه خليج فارس را « خليج فارس » گفته اند مي افزايد. اين منطقه آبي همواره براي ايرانيان كه صاحب حكومت مقتدر بوده اند و امپراتوري آن در سده هاي متوالي بسيار گسترده بود هم از نظر اقتصادي و هم از نظر نظامي اهميت خارق العاده اي داشت . آن ها از اين طريق مي توانستند با كشتي هاي خود به درياي بزرگ دسترسي پيدا كنند و به هدف هاي اقتصادي و نظامي دست يابند.

در سده هاي اخير
تا قرن ۱۹ ميلادي تقريبا در تمامي اسناد موجود اين آبراهه در فارسي با نام خليج فارس يا درياي فارس در عربي با نام هاي الخليج الفارسي يا بحرالفارسي يا بحرالعجم و در زبان هاي اروپايي با نام هاي ناميده مي شده است . Golfo di Persia و Persische Golf Sinus Persicus Persian Gulf مانند
در بازه زماني كوتاهي در قرن ۱۷ ميلادي در اسناد بريتانيايي از اين آبراهه با عنوان خليج بصره نام برده شده بود كه حكايت از اهميت بصره در تجارت آن دوران داشته است . احتمالا از آنجاييكه بصره در كنار خليج فارس واقع نشده استفاده از اين نام پس از مدت كوتاهي متوقف شد.

در زبان عربي
خليج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است آثار عرب زبان نيز بهترين و غني ترين منابعي هستند كه براي شناسايي و توجيه كيفيت تسميه اين دريا مي تواند در اين بررسي مورد استفاده قرار گيرد . در تمام منابع عربي تا قبل از سال ۱۳۳۷ خليج فارس با نام بحر فارس و يا خليج فارس ثبت شده است در اين منابع و آثار از درياي فارس و چگونگي آن بيش از آثار فرهنگي موجود در هر زبان ديگري گفت و گو شده است .

در آثار ابن بطوطه حمدالله مستوفي ياقوت حموي حمزه اصفهاني ناصرخسرو قبادياني ابوريحان بيروني ابن بلخي و ديگراني كه اكثر آنان كتاب هاي خود را به زبان عربي نيز نوشته اند و همچنين در آثار نويسندگان جديد عرب از نام « خليج فارس » بدون كم و كاست ياد شده است .

پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جز سنتهاي سياست پيشگان و عوامل آنان در نيامده بود جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند « شهاب الدين النويري » و « ابن حوقل النصيبي بغدادي » كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونه اي مستند مشخص كرده است با حفظ حرمت قلم تشكيك در نام اين دريا را حتي در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راست انديشي را از خود به يادگار گذاردند.

اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و اقتضاي زمانه جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي « عبدالكريم قاسم » رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد.

از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نيز به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي رسما كشورهاي عربي نام تاريخي خليج فارس را در رسانه ها و كتب رسمي عربي تغيير دادند.

بحر فارس
بحر فارس نامي است كه عرب ها در قرون اوليه اسلام بجاي درياي پارس بكار ميبردند و اين مفهوم شامل خليج فارس و درياي عرب نيز مي شد ولي در قرنهاي اخير تنها به پهنه آبي كه شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود مي شود و بجاي بحر فارس خليج فارس مي گفتند تا اينكه از سال ۱۳۳۷ بدنبال يك فراخوان از سوي رهبران قوم پرست در اتحاديه عرب مقرر شد كه خليج فارس را خليج عربي بنامند و اكنون اين نام جديد در ۲۲ كشور عربي بكار مي رود و در بعضي از رسانه هاي غربي نيز اين نام جديد بكار گرفته مي شود . كه اين امر اعتراض شديد ايرانيان را برانگيخته است. ايرانيان بر اين باور هستند كه نام جديد جعلي و با انگيزه سياسي و از روي تعصب قومي بكار مي رود و همچنان نام تاريخي خليج فارس بايد استفاده شود.

سابقه تغيير نام خليج فارس
درباره نام خليج فارس تا اوايل دهه ۱۳۴۰ هيچ گونه بحث و جدلي در ميان نبوده و در تمام منابع اروپايي و آسيايي و آمريكايي و دانشنامه ها و نقشه هاي جغرافيايي اين كشورها نام خليج فارس در تمام زبان ها به همين نام ذكر شده است .

اصطلاح « خليج عربي » براي نخستين بار در دوره تحت قيمومت شيخ نشين هاي خليج فارس توسط كارگزاران انگليس و بطور ويژه از طرف يكي از نمايندگان سياسي انگليس مقيم در خليج فارس به نام رودريك اوون در كتابي بنام حبابهاي طلايي در خليج عربي در سال ۱۳۳۷ نوشت كه « من در تمام كتب و نقشه هاي جغرافيايي نامي غير از خليج فارس نديده بودم ولي در چند سال اقامت در سواحل خليج فارس متوجه شدم كه ساكنان ساحل عرب هستند بنابر اين ادب حكم مي كند كه اين خليج را عربي بناميم » وي و فرد ديگري بنام سر چارلز بلگريو به قصد تفرقه بين ايران و كشورهاي عرب اين موضوع را مطرح كردند.

سر چارلز بلگريو كه بيش از ۳۰ سال نماينده سياسي و كارگزار دولت انگليس در خليج فارس بوده است بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۳۴۵ كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن نوشت كه « عرب ترجيح مي دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند » .

بلافاصله پس از انتشار كتاب سرچارلز بلگريو كه نام قبلي سواحل جنوبي خليج فارس يعني « ساحل دزدان » را بر روي كتاب خود نهاده اصطلاح « الخليج العربي » در مطبوعات كشورهاي عربي رواج پيدا كرده و در مكاتبات رسمي به زبان انگليسي نيز اصطلاح « عربين گولف » جايگزين اصطلاح معمول و رايج قديمي « پرشين گولف » شد.

نظر قوم گرايان افراطي عرب
در بيست سال گذشته مقالات و كتاب هايي كه در دفاع از تغيير نام خليج فارس در همين كشورهاي جديدالتاسيس منتشر شده بر سه موضوع استوار است :
در سال ۱۱۴۱ « كارستن نيبور » نوشته است : سواحل خليج فارس تابع دولت ايران نيست ! .

« رودريك اوون » در كتاب « حباب هاي طلايي در خليج عربي » نوشته است : در همه نقشه هايي كه ديده ام خليج فارس در آنها ثبت شده اما من با زندگي در بحرين دريافتم كه ساكنان دو سوي اين دريا عرب هستند پس ادب حكم مي كند كه اين دريا را « خليج عربي » بناميم » .
كشورهاي عربي بيشتر از ايران هستند.
فقط ايراني ها آن آبراه را خليج فارس مي نامند!

خليج انگليسي و خليج آمريكايي
انگليس ها نخستين عاملان كاشته شدن اين تخم نفاق بودند زيرا از قديم در صدد بودند كه خليج فارس را تبديل به يك درياي انگليسي كنند . بعدها در دهه ۱۳۶۰ آمريكايي ها هم به پيروي از آن ها از تبديل خليج فارس به خليج آمريكايي سخن گفتند .

از نظر آمريكايي ها و اروپايي ها اين منطقه « شريان حياتي غرب » در منطقه « استراتژيك غربي » و « حوزه منافع ويژه » است لذا اگر قادر باشند خليج فارس را به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تسلط خود در مي آورند.

تلاش هاي دولت ايران در برابر تغيير نام
ايران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دليل تغيير نام خليج فارس به خليج عربي از سوي عراق و برخي ديگر از كشورهاي عربي و انگليس اعتراض خود را به دولت جديد عراق به رهبري قاسم كه با يك كودتاي نظامي بر سر كار آمده بود و تمايل به حركت هاي آزادي خواهانه مصر به رهبري جمال عبدالناصر داشت اعلام كرد.

همچنين دولت ايران در همان زمان در برابر اين نام مجعول واكنش نشان داد و گمرك و پست ايران از قبول محموله هايي كه به جاي خليج فارس نام خليج عربي بر روي آن نوشته شده بود خودداري كرد. ايران همچنين در مجامع و كنفرانس هاي بين المللي نيز در صورت به كار بردن اين اصطلاح ساختگي از سوي نمايندگان كشورهاي عرب واكنش نشان مي داد.

در اين زمان بعضي از كشورهاي عربي حتي اعتبار هنگفتي از محل درآمدهاي كلان نفتي خود در اختيار بعضي از ماموران سياسي در خارج مي گذاردند تا با تطميع مطبوعات خارجي نام مجعول خليج عربي را به جاي خليج فارس رواج بدهند.

در نيمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ خورشيدي سر ويراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض هاي پياپي نمايندگان ايران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگي خليج عربي در اسناد اين سازمان از كاركنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ايران را هميشه در نظر داشته باشند .

كار به جايي رسيد كه در يازدهم شهريور سال ۱۳۷۱ هنگامي كه حيدر ابوبكر العطاس نخست وزير جمهوري يمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا پايتخت اندونزي برگزار مي شد از نام ساختگي خليج عربي استفاده كرد با اعتراض شديد نمايندگان ايراني رو به رو شد. او سرانجام از نمايندگان ايران عذرخواهي كرد. و اين عمل را غير عمد خواند.

اما واقعيت مطلب اين است كه خليج فارس يك نام كهن تاريخي است كه از بدو تاريخ بر روي اين خليج گذاشته شده است و انگيزه تلاش حساب شده اي كه براي تغيير اين نام به عمل مي آيد جز ايجاد فتنه و اختلاف بين كشورهاي اين منطقه نيست . همچنان كه ژان ژاك پريني نويسنده كتاب خليج فارس اعتراف مي كند. « ملت ها و قوم هاي بسياري بر كرانه هاي خليج فارس استيلا يافته و فرمانروايي كرده اند ولي روزگارشان سپري شده و منقرض شده اند. تنها قوم پارس است كه با هوش و درايت خود همچنان پا برجا زيسته و ميراث حاكميت خود را تاكنون نگهداري كرده است . »

كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست . و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.

منابع
Historical Geographical and Legal Validity of the Name : PERSIAN ۱ ـ
۲۰۰۶ April ۴ March - ۸۲ rd Session ۲۳ Vienna ۶۱ GULF UN Working Paper No . -
Use of the term » Persian Gulf « prepared by Editorial Control ۲ ـ
۲۴ ۲۰۰۸ February Accessed ۱۹۹۴ August . (۱۸ UN New York ۲ Add . ۲۹ ) ST CS SER . A -
۳ ـ نقشه رسمي كميسيون اقتصادي و اجتماعي غرب آسيا شماره ۳۹۷۸ سازمان ملل متحد شهريور ۱۳۷۶
۴ ـ نقشه رسمي ايران شماره ۳۸۹۱ سازمان ملل متحد
۵ ـ نقشه رسمي غرب آسيا شماره سازمان ملل متحد
۶ ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك ۵ ـ۱۵ ـ۵۷۹۹ ـ.۹۶۴ ص ۱۰۹
۷ ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك ۵ ـ۱۵ ـ۵۷۹۹ ـ.۹۶۴ ص ۱۱۰
۸ ـ همشهري آنلاين : بحران هويت در حاشيه جنوبي خليج فارس
۹ ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك ۵ ـ۱۵ ـ۵۷۹۹ ـ.۹۶۴ ص ۱۰۷
كتاب خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ محمد عجم ـ انتشارات پارت ـ تهران ۱۳۸۳
خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ و ميراث فرهنگي ـ محمد عجم
خليج فارس پيروز مجتهدزاده
سايت بارتاب : بحران هويت و اميرنشين هاي بدون عرب
جغرافياي تاريخي خليج فارس ـ محمود طلوعي
بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 

 *كانون جهاني (IBA)
اتحاديه كانونها
 *مصوبات
 *مجمع عمومي
 * شوراي اجرائي
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *مركز
 *فارس
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي
 *بوشهر
 *زنجان
 *لرستان
 *کرمان


امور وكلا و كارآموزان  *فهرست اسامي
 *مصوبات كانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا

طرح‌ها و لوايح وكالت
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *مجله حقوقي
 *نشريه داخلي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *لوايح و اوراق
 *مراجع رسيدگي
 *پرسش و پاسخ

سايتهاي‌اطلاع‌رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي
  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi